بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو
بر آی از افق ای آفتاب صبح امید
هزار چشمه ی جوشان به دشتها جاریست
یکی روانه ی دریا نمی شود بی تو
ز سرد مهری شبهای هجر دلتنگم
بیا که عقده ی دل وا نمی شود بی تو
بیا، بیا گره از کار عاشقان بگشای
که عشق و عاطفه معنا نمی شود بی تو
خدايا! اي نزديكتر از من به من
خدايا! اي عاشق حقيقي من
خدايا! اي همدم لحظه هاي تنهايي ام
خدايا! اي درمان همه دردهايم
خدايا! در انتظارم
در انتظار رحمت تو كه هزاران بار بر من فرو فرستاد ه اي
تو خود خوب مي داني كه آرزوهايم پاياني ندارد
ولي
باز هم خدايا به من بياموز
چگونه عشق بورزم و مهر را از تو طلب كنم
تا شايد انسان بودن را تجربه كنم
جمعه یعنی یک غروب وعده دار
وعده ی ترمیم قلب یاس زار
جمعه یعنی مادر چشم انتظار
در هوای دیدن روی نگار
جمعه یعنی یک سماء دلواپسی
کی شود مولا به داد ما رسی؟
