تبليغاتX
آشنای غریب



 

از اين خانه دلگيرم

از لوله تفنگ شكاري پدرم

 كه طعم گنجشك مي داد

يا سوپ هايي كه مادرم درست مي كرد

 بوي گوگرد

قديمترها هميشه گوزني پیدا می شد  

 كه  فقر را از چشمهاي شكارچي خانه بفهمد

و خود كشي كند!

 يا وقتي برف زمين گير نمي شد

كپكي بود

 سرش را

توي چشمه هاي اشتباهي خوشحال اين اطراف ببرد!

 

اما دیگر

 باد هم نمي وزد

تا مادر

 با لباسهاي دست دوم بادآورده

 به ما لبخند بزند !

 

پدرم این اواخر با جنگل رفتار خوبي نداشت

 و جنگل به بهانه هيزم آوردن

هر روز

از خانه دورتر مي شد !

 

وقتي رفتم

تمشكهاي وحشي حياط را رام كردم

نكند به پدر بي احترامي كنيد

حتي چاقوي آشپزخانه را خوب توجيه كردم

با انگشت هاي مادر

 بد رفتاري نكن

و مادرم   که جلد  خانه بود

گره اي به گره هاي روسري اش اضافه كرد 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/11/29ساعت 22:53  توسط بی نشان  | 



بچه ها

 

 

 ولنتاین مبارک

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/11/24ساعت 16:41  توسط بی نشان  | 



در اهل خرد ، (( گشاده دستی)) دیدم

در مردم (( تازه کیسه)) مستی دیدم

در روح پلید خواﺠﮥ مال اندوز-

جز(( سنگدلی))، هزار (( پستی)) دیدم

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/20ساعت 22:44  توسط بی نشان  | 



 

زمردم دل بگردان، با خدا کن

خدا را وقت تنهايی صدا کن

در آن حالت که اشکت می چکد گرم

غنيمت دان و ياران را دعا کن

+ نوشته شده در  جمعه 1385/11/13ساعت 13:44  توسط بی نشان  | 



                 

هر جا که ميروم ز غمت ديده پر نم است

هر  ماه  من  ز  داغ تو  ماه  محرم است

عمری  گريستم  که  موظف  به  گريه ام

گر نُه  فلک به گريه شود باز هم کم است

مريم  که  در  کتاب  خدا  ذکر  نام اوست

يک  زينب  تو اسوه  و استاد مريم است

يک « يا حسين» گفتن من رمز آبروست

نام   حسين   ترجمه ی  اسم  اعظم  است

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/11/02ساعت 15:24  توسط بی نشان  |